تبلیغات
...مهدی جان بیا - مطالب قند و پند
 
...مهدی جان بیا
درباره وبلاگ


اللـــهم صـــل علـی محـمد
و آل محـمد و عجل فرجهم

**********
آقا جان مرا ببخش که با گناهانم
باعث تأخیر در ظهورت می شوم

**********
مواظب تایپ کردنمان باشیم ،همه ی
دلهایِ دنیای مجازی ، مجازی نیستند...

**********
همه می گویند به امید
ظهورش صلوات
کاش این جمعه بگویند
به یمن حضورش
صلوات

*********
مولای ؛ وقت آمدنت دیر شد بـیــــــــــا
این دل در انتظار تـو پیـر شد بـیــــــــــا
دیدم به خواب امدی از جاده های دور
گفتم دلم ؛ خواب تو تعبیر شد بـیـــــــا
این جمعه هم گذشت ، ولیكن نیامدی
آیات غربتم همه تفسیر شد بـیـــــــــا
گفتی كه پاك كن دلت ازهرچه غیر ماست
قلبم به احترام تو تطهیر شد بـیــــــــا
هر شب به یاد خال لبت گریه می كنم
عكست میان آینه تصویر شد بـیــــــــا
در دفترم به یاد تو نرگس كشیده ام
نرگس هم از فراق تو دلگیر شد بـیـــــــــا

*********
به والدین خود
محبّت کنید.
ما آنقدر مشغول
بزرگ شدن هستیم که
اغلب فراموش می کنیم
آنها هم دارند پیر
می شوند

*********

سئوالی ساده دارم از حضورت

من آیا زنده ام وقـت ظـهورت ؟

اگر که آمـدی مـن رفـته بـودم

اسیر سال و ماه و هفته بودم

دعایم کــن دوباره جـان بگیرم

بیــایـم در رکــاب تــو بــمـیـرم


*********
من و خداوند
هر روز صبح
فراموش می کنیم ...
او خطا های مرا
و من لطف او را

*********
با سیگار کشیدن
کسی مرد نشد ولی
با نامردی خیلی ها
سیگاری شدن..

*********
دیروز همسایه ام از گرسنگی مُرد
در عزایش گوسفند ها سر بریدند
(دکتر شریعتی)

*********
خِشت بده تا نیمه را محکم کنیم
دشــمن آل نبـی را کـــم کنیم ..

*********
جــان چـه باشد که نثار قدم دوست کنم
این متاعی است که هر بی سر و پایی دارد

*********

خدایا شکرت
که ندادن هایت هم
نعمت است ....

*********
قسمت مباد به فتوای نان و نام * مشغول آب و دانه بگردد کبوترم

ای آسمانیان که زمین جایتان نبود * مانده است خاطرات شما لای دفترم

باشد حرام شیر حلالی که خورده ام * روزی اگر ز خون شما ساده بگذرم

*********

دل گــفت مــرا عــلم لـدنّـی هــوس است
تعلیـــم نـمـا اگـــر تـو را دســـترس است
گفتــم کـه الـف گفـت دگـــر هیچ مـگوی
در خانه اگر کس است یک حرف بس است

*********

روزی هزار بار دلت را شکسته ام

بیخود به انتظار وصالت نشسته ام


هربار این تویی که رسیدی و در زدی

هر بار این منم که در خانه بسته ام


هرجمعه قول میدهم آدم شوم ولی

هم عهد خویش هم دلتان را شکسته ام

مدیر وبلاگ : در انتظار گل نرگس
نظرسنجی
چه مطالبی رو دوست داری بذارم تو وبلاگ ؟؟؟













1393/11/26 :: نویسنده : چشم به راه...




نوع مطلب : قند و پند، 
برچسب ها : سه چیز...، قندو پند، پند و اندرز، پند برای شما،
لینک های مرتبط :



بیایید از تجربه های معنوی خودمان حرف بزنیم . . .


اگه موافقی،اینجا کلیک کن دوست خوبم






نوع مطلب : شیطان ، حجاب، نماز، مرگ، خانواده، قرآن، قند و پند، یک حکایت برای یک عمر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : خلوت من . . . .،
1393/09/14 :: نویسنده : چشم به راه...



::.بهترین پندها عبرت گرفتن از آرامگاه مردگان است.::




نوع مطلب : قند و پند، 
برچسب ها : بهترین پندها، مهدی جان بیا...، آرامگاه مردگان، یا مهدی،
لینک های مرتبط :
1393/02/29 :: نویسنده : در انتظار گل نرگس



در سمیناری ، به حضار گفته شد
 اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.
همه اینکار را انجام دادند
و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد.

اعلام شد که هر شخص

بادکنک خود را ظرف 5 دقیقه پیدا کند.
همه به سمت اتاق مذکور رفتند
و با شتاب و هرج و مرج به دنبال بادکنک خود گشتند.
 ولی هیچکس نتوانست بادکنک خود را پیدا کند.

دوباره اعلام شد که این بار هر شخص

بادکنکی را که برمیدارد به صاحب بادکنک دهد.
طولی نکشید که همه ی افراد  بادکنک خود را یافتند.

دوباره بلندگو به صدا درآمد :

که این کار دقیقاً زندگی ماست.
وقتی تنها به دنبال شادی خودمان هستیم ،
به شادی نخواهیم رسید.
در حالی که شادی ما در شادی دیگران است....
شما شادی را به دیگران هدیه دهید
و شاهد آمدن شادی به سمت خود باشید...






نوع مطلب : قند و پند، حکایت ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کلوب،
به والدین خود
محبّت کنید.
ما آنقدر مشغول
بزرگ شدن هستیم که
اغلب فراموش می کنیم
آنها هم دارند پیر
می شوند






بعضی از ما بدون هیچ فکری این کار رو انجام میدیم ،

بعد میگیم چرا اینقدر تو زندگی مشکلات داریم ؟؟؟؟








نوع مطلب : قند و پند، یک حکایت برای یک عمر ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط : کلوب،
1392/04/16 :: نویسنده : در انتظار گل نرگس

یک لطیفه ...

انصاف دزدانه ...

یکی از عیاران بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود . آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند .

او را گفتند « چرا این همه مال را از دست دادی ؟»

گفت « صاحب مال عقیده داشت که این دعا ، مال او را حفظ می کند .

من دزد مال او هستم ، نه دزد دین او ... اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال ، خللی می یافت ، آن وقت من دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است .»




نوع مطلب : قند و پند، طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پیوندهای روزانه
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
موسسه بیان معنوی
سنگر مجازی

چگونه یک نماز خوب بخوانیم  سخنرانی استاد پناهیان  57 کلیپ کلیپهای برگزیده

همسفر شهدا

ساعت فلش مذهبی
لوگوی عاشورا
وصیت شهدا




نوای جمکران


وبسایت رسمی دکتر بهزاد نوحی مرنی

تولیدی کمربند زنانه

جنبش letter4u